اینجاقراره خاطرات ازسه سالگی ثبت بشه
سلام به همگی...![]()
گل پسرمن الان درآستانه سه سالگیه ومن تازه واردسایت شدم،پس خاطرات روزهای قبلوفقط سرسری میگم وردمیشم.
رادین من قهرمانه چون ازیک سالگی تاهمین الان سختی کشیده واسه راه رفتن![]()
اون کمبودکلسیم ژنتیکی ونرمی استخوان داشت وماوقتی فهمیدیم که دوبارتشنج کردباتب بالا(که جزءعلائمشه)،وکلی کاردرمانی که ازنیشابوربردیمش مشهد.
پسرمن برخلاف بچه های دیگه که۱سالگی معمولاراه میرن،۲سال ویک ماهگی راهرفت،وتاآخربایدکلسیم وویتامینDمصرف کنه،چون به دریافت کلسیم مقاومت داره بدنش.![]()
ولی بازهم خداروهزارمرتبه شکرکه الان دوزداروهاش خیلی کم شده ونرمی استخوانش هم کاملابرطرف شده ومیزان کلسیمش هم بالاست.![]()
حالابماندعذابای ماتوی این دوران وکمک خانواده هامون.
بماندافسردگی وکم خوابی هایی که من دچارش شدم وهنوزهم که هنوزه قلبم سیاهه وخاطرات اون دوران عذابم میده وباعث شده لذتی که باید رواززندگی نبرم.
ولی قربون امام رضابشم که میدونم هرچی شدازمهربونی خودش بود


اینجاقراره خاطرات ازسه سالگی ثبت بشه
